۱۳۸۸ آبان ۲۶, سه‌شنبه

ایران آماده دفع حمله می شود!



اخبار منابع اسرائیل و امریکائی
ایران آماده دفع حمله می شود!



سپاه پاسداران در حال حفر صد‌ها سیلوی زیر زمینی‌ پرتاب موشک در غرب و مرکز ایران است که بیشتر آنها تقلبی است. این سیلوها برای رد گُم کردن ایجاد شده اند. همچنین موشک‌های پدافند ضد هوایی غیر واقعی‌ نیز مدل سازی شده و در اطراف این سیلوها مستقر شده اند.

این خبری است که سایت خبری "دبکا" وابسته به اسرائیل منتشر کرده است، اما در پس این خبرها، این واقعیت نیز نهفته است که حاکمیت خطر حمله به ایران را واقعی تشخیص داده و در حال تدارک دفاع در برابر حمله به ایران است.

"دبکا" که اخبار خود را از وزارت دفاع اسرائیل دریافت می کند، پس از مانور مشترک اخیر اسرائیل و امریکا با حضور فرماندهان نظامی دو کشور انجام شد و طی آن پایگاه های فرضی پرتاب موشک بمباران شد، این خبر مربوط به حفر سیلوهای گمراه کننده در ایران را منتشر کرده تا نشان دهد هر دو کشور امریکا و اسرائیل تا چه حد بر فعل و ا نفعالات نظامی در ایران آگاهی دارند.

سپاه پاسداران با سرعت در حال آماده سازی موشک‌های شهاب ۳ و ۴ و سجیل ۲ برای پرتاب است که همین شتاب و سرعت نیز حکایت از پیش بینی قریب الوقوع بودن حمله به ایران دارد.

گفته می شود یک موشک قاره پیما نیز در ایران درحال مونتاژ و ساخت است که بر اساس مدل موشک پاکستانی‌ قوری ۳ ساخته می شود. بُرد این موشک ۳۰۰۰ کیلومتر و سوخت آن جامد است.

آیت الله صانعی: آنها که دروغ می گویندزیر پایشان خالی شده است!



آیت الله صانعی:
آنها که دروغ می گویند
زیر پایشان خالی شده است!



اعضاء انجمن اسلامی دانشگاه هنر در شهر قم با آیت الله صانعی دیدار کردند. در این دیدار آیت الله صانعی با اشاره به خیزی که دولت برای دولتی کردن فعالیت های هنری برداشته گفت:

افزایش و تشدید مشکلات به معنای سلطه و حاکمیت ظلم نیست، بلکه نشانه ضعف است. مطمئن باشید که زحمات و خون دل خوردن های ملت خصوصا دانشگاهیان عزیز به نتیجه خواهد رسید.

دروغ گفتن افراد نشانه ضعف آنان است. امروز بزرگترین مصیبتی که ما با آن روبرو هستیم دروغ گویی است. متأسفانه عمل و گفتار برخی ها دروغ شده است و طوری هم دروغ می گویند که اصلاً باکی ندارند که دیروز خلاف این را گفته اند.

دروغ گویی خصلت آدم های ستمگر است. آنها که وقتی می بینند زیر پایشان دارد خالی می شود تن به دروغ می دهند و متوسل به دروغ می شوند.

امروز اگرچه یک عده در دروغ گویی هنرمند شده اند، اما در نقطه مقابل عده ای هم هنرشان در مبارزه است. یاران امام دارای هنر مبارزه اند و با شناختی که من از آنها دارم هیچ گاه در اعتقاداتشان عقب نشینی نخواهند کرد هرچند ممکن است در برخی موارد و مسائل کاستی هایی هم باشد.

بازداشت و زندان و شکنجه نشانه ضعف است. ممنوع الملاقات می کنند، در سلول انفرادی نگه داری می کنند و بعد هم اظهار می دارند شکنجه ای در کار نبوده است.

مگر شکنجه چیست؟ اینکه نمی گذارند شخصی پس از مدت زیادی زن و بچه اش را ببیند آیا این شکنجه نیست؟ اینکه یک شخص معترض سیاسی را چند ماه در یک سلول انفرادی نگه می دارند شکنجه نیست؟ اینکه شخصی (بهزاد نبوی) مریض است و قلبش را عمل کرده بعد او را در انفرادی حبس می کنند تازه در دادگاه هم زمینه تبدیل قرار او فراهم نمی شود آیا این شکنجه نیست؟

در احقاق حق نباید تسلیم فشارها شد و نباید کوتاه آمد. اگر ما کوتاه بیاییم ظلم ظالمین بیشتر خواهد شد. ما شیعه هستیم و اسوه ما در صبر و پافشاری بر حق ائمه معصومین سلام الله علیهم اجمعین هستند. در احقاق حق و جلوگیری از تضییع حقوق مردم باید افرادی چون امام، شهید بهشتی، شهید مطهری، شهید رجایی و شهید همت ها و شهید باکری ها را مد نظر قرار دهیم. تملق و تبلیغ ظلم حرام است. آنجا که ترویج ظلم است نباید حضور پیدا کنیم. جامعه را باید آگاه کرد و متوجه باشید که طرح برخی قضایا برای سرگرم کردن ملت است تا مشکلاتی همانند فقر و بیکاری و اعتیاد و نا هنجاریهای اجتماعی دیگر فراموش شود.

تلاش می کنند مردم ناآگاه باشند. می خواهند مردم در ظلمات جهل باقی بمانند و به همین دلیل است که فشار بر آگاهان جامعه خصوصا انسان های صالح و وارسته و علی الخصوص محیط های دانشگاهی تشدید می شود.

احقاق حق با تلاش یک روز و دو روز بدست نمی آید. اما مطمئن باشید که خون شهداء اثر می گذارد و پاکی های امام سلام الله علیه و یارانش که تعدادی از آنان شهید شدند و عده ای باقی مانده اند در کنار مبارزات و زحمات و خون دل خوردن های ملت خصوصا دانشگاهیان عزیز به نتیجه خواهد رسید.

کروبی:همه میدانند، اختلاف در ایران بر سر چیست




مهدی کروبی:

همه میدانند، اختلاف
در ایران بر سر چیست


‌ماجرا از انتخابات مجلس هفتم شروع شد که برخلاف گذشته كه شورای نگهبان اعمال‌نظر می‌نمود، جریانی شكل گرفته و تصمیم گرفته بود تركیب مجلس هفتم چگونه باشد؟ چه كسی بیاید؟ و چه كسی نیاید. جریانی بنام كارشناسان شورای نگهبان انتخابات را اداره می کرد و من بعد از 4 بار ملاقات با رهبر در عرض یک هفته و سه بار نامه نوشتن به ایشان و ذکر خطری که "انتخابات" و "جمهوریت" را تهدید می کند، سرانجام گفتم كه انتخابات دیگر پایان یافت. آنچه اکنون سردمداران اصلاحات و جنبش سبز می گوید اینست که باید همه مقید به چارچوب‌های انقلاب، نظام و قانون اساسی باشند. ما معتقدیم كه باید همان جمهوری اسلامی كه امام مطرح كردند و 98 درصد مردم به آن رأی دادند حاكم باشد نه جمهوری برخی آقایان كه مردم و رأی آنها را تزئینی می‌دانند. درگذشته مردم نمی دانستند اختلاف بر سر چیست، اما حالا مردم و مخصوصا جوان ها می دانند دعوا بر سر چیست.









اعضای فراكسیون خط امام مجلس، بمنظور مشورت و رایزنی پیرامون اوضاع کشور به دیدار مهدی كروبی رفتند. مهدی کروبی رئیس دو دوره سوم و ششم مجلس بوده است.

اسرئیس مجلس شورای اسلامی دوره ششم رفتند تا مسائل پیش‌روی كشور را با او به بحث و بررسی بپردازند.

مهدی كروبی در این دیدار گفت:

«دیدار هیچ گروهی همچون نمایندگان مجلس شورای اسلامی من را خشنود نمی‌سازد و این به حافظه طولانی و برداشت من از نقش و جایگاه مجلس در اداره كشور در مواقع بحرانی باز می‌گردد.

در نوجوانی وقتی می‌شنیدیم كه در مجلس اقلیتی 5 نفره منشاء چه تأثیرات شگرفی شده‌اند و یا آنكه مدرس به تنهایی چگونه ایفای نقش می‌نمود، در ذهنم جایگاه والایی از مجلس و توان آن شكل می‌گرفت. این اعتبار و جایگاه وقتی در كنار دیدگاه امام قرار می‌گرفت كه در همان نخستین اعلامیه‌ها می‌فرمود مجلس نباید به جلسه قیام و قعود مبدل شود و یا اگر مجلس كارآمد و نمایندگانی چون مدرس داشتیم چنین و چنان نمی‌شد، اعتقادم را به جایگاه و شأن مجلس صد چندان می‌نمود. در سال‌های اولیه انقلاب و معضلات اداره كشور و بحران‌هایی كه پی در پی من و برخی دوستان با خودمان می‌گفتیم چه خوب بود امام، ریاست جمهوری را بپذیرند و كشور را از این بحرانها عبور بدهند كه امام گفتند "بروید به فكر آن باشید تا مجلس قوی درست كنید، مجلس قوی نمی‌گذارد كشور با بحران و مشكل مواجه شود".

هنوز هم معتقدم مجلس است كه در هر شرایط قابل اتكاء و محل امید برای حل مسایل كشور است و مجلسی كه برآیند واقعی افكار عمومی و طبقات اجتماعی ملت باشد، هیچ‌گاه برخلاف خواست و اراده ملت گام برنخواهد داشت.

پس از رحلت امام، مجلس سوم، كه سخت‌ترین شرایط را پیش‌رو داشت و منشاء اقدامات بزرگی بود در همان انتخابات میان دوره‌ای با تیغ تیز رد صلاحیت‌ها مواجه شد.

پس از آغاز رد صلاحیت‌ها در انتخابات میان دوره‌ای مجلس سوم، انتخابات مجلس چهارم كلید خود و تنها اقلیت ضعیفی از جریان خط امام توانست در مجلس بماند و شكل بگیرد. به رغم تمام تنگناها، معتقدم مجلس در هفت دوره جایگاه بدون مثالی داشته است.

رد صلاحیت‌ها در انتخابات مجلس هشتم بدعتی منحصر به فرد در تاریخ برگزاری انتخابات مجلس بود. سخت‌گیری‌ها برای چیدمان تركیب خاص در مجلس هشتم نمونه‌ای نداشته و به واقع مسئله از انتخابات مجالس فراتر بود. نگرانی‌ها و دغدغه‌های ما از آنچه در شرف تكوین بود، باعث شد تا در عرض كمتر از دو هفته، چهار بار با مقام معظم رهبری ملاقات كنم و 3 بار برای ایشان نامه بنویسم.

‌این‌بار برخلاف گذشته كه شورای نگهبان اعمال‌نظر می‌نمود، جریانی شكل گرفته بود كه تصمیم گرفت تركیب مجلس چگونه باشد؟ چه كسی بیاید؟ و چه كسی نیاید. جریانی بنام كارشناسان شورای نگهبان انتخابات را اداره می کرد و من همان‌جا گفتم كه انتخابات دیگر پایان یافت.

5/2 سال به عمر مجلس هشتم باقی مانده است. شما نمایندگان عضو فراكسیون خط امام با عمل به وظایف و اعتقادات خود منافع نظام، انقلاب و مردم را در نظر داشته باشید و نقش تأثیرگذار و قابل قبولی از خود بر جای بگذارند.

سردمداران اصلاحات و جنبش سبز مقید به چارچوب‌های انقلاب، نظام و قانون اساسی هستند و معتقدند كه باید همان جمهوری اسلامی كه امام مطرح كردند و 98 درصد مردم به آن رأی دادند حاكم باشد نه جمهوری برخی آقایان كه مردم و رأی آنها را تزئینی می‌دانند.

گروهی در داخل كشور هر چه می‌كنند را به امام نسبت می‌دهند و گروهی در خارج از كشور نیز ریشه تمامی مشكلات و معضلات پیش آمده را در اندیشه‌های امام می‌دانند و می‌گویند موسوی، كروبی و هاشمی نیز یاران همان امام هستند.

هر دو گروه جز تخریب امام و مبانی افكار واندیشه‌های او هدفی ندارند و من مظلوم‌ترین فرد نظام را امام می‌دانم، چرا كه هر جا اقداماتشان هزینه سنگین دارد بر گردن امام می‌شكنند و بعد هم می‌گویند توجه به دیدگاه‌های ولی فقیه مرحوم قابل اعتناء نیست.

اسلامی كه امام و ما به آن اعتقاد داریم به آزادی حقوق و حرمت مردم پایبند است و تجسس و تفحص در زندگی شخصی مردم را منع كرده است و با كسی سر جنگ و نزاع ندارد.

بعد از رحلت امام اگر در جلسه‌ای، یا نشستی عمومی كسی از یاران امام حضور می‌یافت دوربین صدا و سیما فیلمی نمی‌گرفت تا اثری از ما در عرصه افكار عمومی نباشد و تبلیغات مسموم آنها كه ما پول مردم را بردیم و فرار كردیم، تقویت شود.

همان تنگاناها با شدت بیشتر و همراه با تخریبی سازمان‌دهی شده ادامه دارد، اما تفاوت امروز با دیروز اینست كه امروز جوانان و نسل جدید انقلاب می‌داند كه اختلاف‌ها بر سر چیست.

در روز 13 آبان متأسفانه برخوردهای بسیار خشنی با مردم، به خصوص زنان صورت گرفت كه من و هر علاقمند به نظام و انقلاب را غمگین و متأثر كرد.

مجموعه‌ای می خواهند به هر بهانه‌ای حركت‌های خشنی صورت گیرد و متأسفانه به پایان این شیوه فكر نمی‌كنند. اگر فكر می‌كردند كار به اینجا كشیده نمی‌شد.

از جوانان می خواهم در هر شرایطی از اعمال رفتار خشونت آمیز كه خواست آن جریان خاص است پرهیز كنند.

۱۳۸۸ آبان ۲۴, یکشنبه

دیدار مجدد آقایان کروبی و موسوی

دیدار سوم میرحسین موسوی و مهدی کروبی; انتقاد از برخوردهای خشن با مردم به‌ویژه زنان

تغییر : عصر روز گذشته، مهندس میرحسین موسوی به منزل آقای کروبی رفت تا ضمن احوال‌پرسی و دل‌جویی از ایشان بابت حوادث رخ‌داده در روز ۱۳آبان، درباره رفتارهای انجام شده با مردم و به‌خصوص زنان در این روز نیز با هم گفتگویی داشته باشند.

به گزارش سایت تغییر ، درابتدای این دیدار آقای موسوی، ضمن ابراز انزجار از رفتارهای انجام شده توسط نیروهای لباس شخصی، در روز ۱۳‌آبان، با آقای کروبی، گفت: «من از این حمله‌ای که به شما شد بسیار متاثر شدم. اما رفتار شما، نشان‌دهنده اوج روحیه شجاعت و ایستادگی شما و مردم است». آقای کروبی هم در پاسخ ضمن تشکر از این ابراز هم‌دردی، رفتار مردم را بسیار محبت‌آمیز توصیف کرد.

آقای کروبی در ادامه گفت: «من هم اگر خود را جای حکومت بگذارم، اصلا توجیه نمی‌شوم که چرا باید چنین رفتاری با مردم صورت بگیرد. عمری ازمن گذشته، حداقل ۱۵ سال با رژیم پهلوی رسما مبارزه کردم. البته من در این راه، سرباز کوچکی بودم. اما تظاهرات دیدم، راهپیمایی دیدم، زندان و فرار کشیدم. یادم می‌آید حدود سال ۴۱ بود که نهضت آزادی اوج گرفته‌بود. آن‌زمان هم چنین تظاهراتی در تهران و جلوی دانشگاه انجام می‌شد. دانشجویان شعار می‌دادند، پلیس هم می‌آمد و متفرق می‌کرد. چنین برخوردهایی نبود. من اعلام کردم که روز ۱۳آبان می‌آیم. ولی هرجا هم مصاحبه کردم، گفتم که مواظب باشید که طوری رفتار کنید که به کل نظام برنخورد و از روز قبل هم پیغام‌هایی آمد که در مراسم شرکت نکنید. بنا است با شما برخورد شود و صبح روز حرکت هم نامه‌ای ارسال شد از یک سازمان امنیتی، مبنی بر این‌که گروه تروریستی ریگی قصد انجام عملیات انتحاری را دارند بدین جهت به محافظین گفتم هرکس مایل نیست و احساس خطر می‌کند، مرا همراهی نکند. ولی من به‌خاطر عهدی که با مردم مبنی‌بر شرکت در مراسم کرده‌ام، باید حضورپیداکنم.»

آقای کروبی سپس درباره ماجرای حمله به وی و محافظش گفت: «وقتی دیگر رفتن با ماشین امکان‌پذیر نبود، پیاده شدیم و درکنار مردم قرار گرفتیم. در همان‌جا شروع‌کردند به زدن مردم. به‌سمت میدان ۷تیر در حرکت بودیم که ناگهان من دیدم که سر محافظم شکاف برداشته و از آن خون جاری شده‌است. اول فکر کردم که با باتوم به سرش کوبیده‌اند. اما بعد فهمیدم که در اثر شلیک مستقیم گاز اشک‌آور به سمت ما و برخورد آن به‌سر محافظم، این وضعیت پیش آمده‌است. در همین حین دیدم چیزعجیبی در جلوی پایم است. دیدم دارم خفه می‌شوم. انگار تمام صورت، ریش و ابروهایم گرگرفته است. من در جریان انقلاب حداقل ۲۰ بار گاز اشک‌آور خورده‌ام. اما این، گاز اشک‌آور نبود.»



آقای کروبی ضمن غیرمتعارف بودن تعدادی از شعارهایی که مردم می‌دادند، گفت: «یکی از استادان روز بعد این‌جا آمد و گفت از شعارهایی که مردم می‌دادند من بی‌اختیار اشکم درآمد. ببینید این کسانی که مردم را کتک می‌زنند، کار را به کجا رسانده‌اند که مردم را تحریک به شعارهای افراطی می‌کنند. من هم واقعا نمی‌دانم که این چه خدمتی است که این‌ها دارند به رهبری می‌کنند. خب اگر این تظاهرات مسالمت‌آمیز برگزار می‌شد، عده‌ای می‌آمدند و می‌گفتند مرگ بر آمریکا، عده دیگری هم بودند که فریاد الله اکبر می‌دادند و همه‌چیز هم تمام می‌شد.»

وی در ادامه افزود: «من گاهی شک می‌کنم که این‌ها خودشان افرادی را بین جمعیت می‌فرستند تا از این احساس هیجان سو استفاده کنند و مردم را تحریک به رفتارهای خشونت‌آمیز بکنند تا بهانه‌ای برای حمله به مردم پیدا کنند. مردم باید از رفتارهای خشونت‌آمیز بپرهیزند.»

آقای کروبی سپس به حملات کیهان و سایر روزنامه‌های زنجیره‌ای علیه ایشان و آقای موسوی پرداخت و گفت: «من ۵۰سال است که در جریان این انقلاب هستم. روزی که حضرت امام فوت کردند، ۵تا حکم از ایشان داشتنم. شما هم که نخست‌وزیر امام بودید. این روزنامه‌های زنجیره‌ای تهمت و انگ‌ می‌زنند که من و شما از اسلام و انقلاب خارج شده‌ایم. اما با نوشته‌های آن‌ها که ما از اسلام و انقلاب خارج نمی‌شویم. منتها من نمی‌دانم این چه برخوردی است که آن‌ها خودشان را میزان‌الاعمال و امیرالمومنین می‌دانند؟ اگر زمانی که ما روزنامه‌داشتیم، می‌نوشتیم که مثلا آقای عسگراولادی یا مرتضی نبوی ضدانقلاب هستند، حالا این آقایان ضد انقلاب می‌شدند؟»

آقای کروبی درباره نحوه برخورد‌های خشن با زنان هم افزود: «یادم می‌آید در زمان پهلوی وقتی می‌رفتیم یک اداره‌ای یا جایی در صف بودیم، وقتی خانمی وارد می‌شد، متصدی آن‌جا می‌گفت اجازه بدهید اول کار خانم را راه‌بیاندازم. یا توی اتوبوس‌ها که مختلط بود، مردها بلند می‌شدند که خانم‌ها بنشینند. اما حالا درجمهوری اسلامی با زنان به قدری با خشونت رفتار می‌شود که اخبار متواتری از زدن بانوان با باتوم به اطلاع می‌رسد. من واقعا نمی‌فهمم که دستور چنین رفتارهایی علیه مردم، از کجا صادر می‌شود.»

مهندس موسوی نیز در این دیدار، در توصیف حضور مردم در روز ۱۳ آبان گفت: «وقتی صبح آن روز از خانه به سمت فرهنگستان هنر می‌آمدم، دیدم که جلوی دانشگاه تهران، آن‌قدر نیرو چیده‌اند که انگار لشگرکشی شده‌است. با‌خودم گفتم اگر امروز حتی یک‌نفر هم بیرون نیاید، باز هم این نشان‌دهنده قدرت جریان سبز است.»

مهندس موسوی درباره برخورد لباس‌شخصی‌ها با وی گفت: «حدود ساعت ۹ صبح، تعدادی جلوی فرهنگستان جمع شدند و شروع‌کردند به شعاردادن. سپس تعداد زیادی موتورسوار لباس شخصی، جلوی هر دو درب فرهنگستان در خیابان ولی‌عصر و خیابان صبا را سد کردند که مانع خروج من شوند و با بستن درب پارکینگ، کاری کردند که من سعادت نداشته‌باشم که به جمع مردم بپیوندم و در این اجرمعنوی شریک بشوم.»

مهندس موسوی در ادامه افزود: « این افراد می‌خواستند با ممانعت از حضور من در میان مردم، قدرت‌نمایی بکنند، ولی در نهایت این مردم بودند که قدرت‌شان را نشان دادند. این‌ها باید حق مردم را بشناسند. شرکت در این تظاهرات چه ایرادی داشت؟ مردم می‌آمدند و آرام شعارهای‌شان را هم می‌دادند. پخش فیلم‌های این رفتارهای خشونت‌آمیز و حمله به مردم و باتوم‌زدن به سروپای خانم‌ها عاقبت خوشی نخواهد داشت.»

مهندس موسوی اضافه‌کرد: «این جنبش عظیم از ارزش‌های بنیادی دفاع می‌کند. می‌گوید دورغ نگویید و می‌گوید دروغ محکوم است، تقلب محکوم است. کسانی‌که مردم را می‌زنند، فکر نکنند می‌توانند با ترساندن، مردم را خانه‌نشین کنند. اسلام به مردم یاد داده‌است که در راه‌حق از چیزی نترسند. تصور این‌که سرکوب حلال مشکل است، اشتباه است. سرکوب، شورش را از بین می‌برد ولی آن‌چه ما در کشور شاهد آن هستیم، شورش نیست. بلکه درخواست حقوق قانونی است.»

آقای موسوی افزود: «شعارهای ساختارشکنانه، اغلب متاثر از خشونت نیروهای امنیتی است که با ناجوانمردی به پیر و جوان و زن و مرد، حمله می‌کنند. مخصوصا حمله به زنان، اوج شکستن سنت‌های مرسوم جامعه ماست.»

موسوی گفت: «راه‌سبز، سرکوب را محکوم می‌کند و خود هم گرفتار خشونت نخواهد شد. همه مردم متوجه هستند که سلاح ما، شعارهای مسالمت‌آمیز و عقلانی ماست. اگرچه دراین راه دچار خسارت هم بشویم. ما اجرای بدون تنازل قانون اساسی را می‌خواهیم. ما آزادی زندانیان سیاسی را می‌خواهیم. ما تضمین انتخابات‌های سالم را می‌خواهیم. ما تامین آزادی‌های مطبوعات و رسانه‌ها و آزادی عقیده و بیان را می‌خواهیم. اسلام دین منطق است. دین شکستن قلم‌ها و بستن فله‌ای روزنامه‌ها نیست. مردم ما تجربه تاریخی نصب گل به سر تفنگ‌ها را دارند. امروز هم گرچه مورد حمله قرار می‌گیرند، می‌دانند که قدرت عقل و مسالمت، بر قدرت سلاح‌های گوناگون غلبه خواهد کرد.»

مهندس موسوی اضافه کرد: «علی‌رقم این صف‌آرایی نظامی-امنیتی غیرعادی، وسعت حضور مردم و پراکندگی آن در بیشتر نقاط تهران و بعضی از شهرهای کشور، نشان می‌دهد که حضور مردم جنبه احساساتی ندارد، بلکه ناشی از دلسوزی و عقلانیت برای آینده کشور است.»

۱۳۸۸ آبان ۱۹, سه‌شنبه

میر حسین موسوی در گفتگو با سایت جماران : واگذاری مخابرات به سود سپاه نیست


میرحسین موسوی:
مردم می خواهند بازگردند
به دهه اول ج. اسلامی



اعتقاد قطعی من کناره گیری نیروی نظامی از فعالیت اقتصادی است



اعتقاد قطعی دارم كه واگذاری پیمان‌های چند میلیارد دلاری به سپاه، نه به نفع اقتصاد كشور است و نه به نفع سپاه و نه به نفع كلیت نظام. این رویكرد به تنهایی می‌تواند كشور را در معرض خطر قرار دهد . در سه چهار سال اخیر اینگونه مسائل ابعاد وسیع‌تری پیدا كرده است. توسعه موسسات پولی عجیب و غریب هم در میان نیروهای نظامی و انتظامی مشكل ایجاد كرده و هم در میان مردم. نیروی نظامی كه در پی آن باشد كه قیمت دلار چند است، دیگر به وظایف خود عمل نمی‌كند. الان بحث میلیاردها دلار هست ولی هیچكس حساسیت نشان نمی‌دهد.

الان فضای تهمت خیلی رواج دارد. ما افرادی داریم كه اگر پرونده‌هایشان با نگاه امام گشوده شود پرونده‌های بسیار آلوده‌ای دارند. اینها آمدند یكدفعه یك حركت عظیم مردمی را می‌گویند كه به منافقین ارتباط دارند و ... . اینها همان كسانی هستند كه آتش بیار معركه هستند و نفع خودشان برای رو نشدن پرونده‌هایشان در این است كه دائم این اختلافات را در كشور به هم بزنند و بدبینی ایجاد كنند. در حالی كه به سود همه هست كه حقوق مردم را بشناسند و خوش‌بینی ایجاد كنند. اینكه یك عده‌ای این وسط بیافتند و بگویند این با بیگانه ارتباط دارد، بزرگ كردن بیگانه است. اگر بیگانه‌ها اینقدر بزرگ هستند كه می‌توانند این همه آدم را به صحنه بیاورند كه ما باید دست‌هایمان را ببریم بالا و از كل انقلاب اسلامی استعفا بدهیم. كسانی كه در متن اصلی باقی می‌مانند به دلیل عدم برخورداری از این حاشیه بزرگ، مجبورند در یك حالت پادگانی و فیزیكی به افراد معدودی تكیه كنند و این همان چیزی است كه به نفع كشور ما نیست.





میرحسین موسوی با پایگاه خبری جماران گفتگوئی کرده که در آن بویژه درباره وحدت در کشور ابراز نگرانی جدی کرده است.

او در بخش هائی از این گفتگو گفته است:



وحدت بخشی از رویكردی است كه حضرت امام خمینی(ره) از اول انقلاب تا آخر عمرشان به آن توجه می‌كردند .امام كاملا توجه داشتند كه مهمترین سرمایه ما وحدت ملی است و تلاش می‌كردند این وحدت در گسترده‌ ترین شكل خودش وجود داشته باشد. مردم دور هم باشند. هیچ نوع متن مهمی از ایشان نمی‌بینیم كه به این مساله تاكید نكرده باشند.

كثرت اندیشه‌ها و نظرات، امام را آزرده و پریشان نمی‌كرد بلكه اینها را به عنوان نعمتی برای جمهوری اسلامی می‌دانست. به نظر من، گاهی خود ایشان با مهر تاییدی كه روی این مساله می‌نهادند اختلاف را به عنوان یك ضرورت مطرح می‌كردند كه درخشنده‌ترین رفتار امام در این خصوص، رضایت كامل ایشان با تشكیل مجمع روحانیون مبارز بود.

حضرت امام در رابطه با تنگ‌نظری و تحجر، با توجه به بروز برخی مسایل بارها صحبت كرده‌اند كه شاید هنوز برخی از آن‌ها منتشر نشده باشد. ایشان توجه دارند كه تكیه بر تحجر یا اصالت دادن به آن می‌تواند كشور را دچار بن‌بست كند. مواردی هست كه امام اخطارهای شدیدی به برخی افراد دادند كه ذهنیت تنگی داشتند و مواظب بودند كه این مساله نظام را با بن‌بست مواجه نكند.

از نظر امام وحدت بر اساس خویشاندی سیاسی طرح نمی‌شود. در وحدت مورد تاكید امام، فامیل و دوست و آشنا به هم باج نمی‌دهند، بلكه امام وحدت را به مولفه‌های منافع ملی و حیات طیبه نظام اسلامی برمی‌گردانند و همه جا به آن تاكید می‌كنند. بحث بر سر خدمت و ارزش‌های بسیار اساسی و بنیادی است كه كشور را برومند كند. منشور برادری حضرت امام، كاملا به مسائل حیاتی جامعه معطوف است. صلاح گروه‌های مختلف سیاسی، فقها، روحانیان، روشنفكرها و مردم است كه روی آن فكر كنند و اندیشه‌های مختلف آنها بر اساس این پیام به هم پیوند بخورد.

ایشان در حوزه اقتصاد، معیشت، رفاه و ... ترجیح‌هایی داشت كه من فكر می‌كنم با نظریات دولت خیلی نزدیك‌تر بود؛ یعنی با جناحی كه آن موقع سر كار بود.

اختلاف‌هائی که در حاکمیت بود، منجر به این نشد كه در حلقه پیرامونی ایشان، افراد متعلق به جناح‌های مختلف حذف شوند. همه اینها یكپارچه حضور داشتند. آقایان عسگراولادی، مهدوی‌كنی، موسوی خوئینی‌ها بودند، آقای موسوی اردبیلی هم بود. این افراد همه در كنار امام بودند. این حلقه‌ها، واسط ارتباط امام با بخشی از قاعده جامعه بودند. یقینا افردای كه از طریق آقای موسوی خوئینی‌ها كه امروز مورد اتهام و فحاشی قرار گرفته‌اند به امام وصل می‌شدند، از طریق آقای مهدوی كنی نمی‌توانستند وصل شوند. همان‌هایی كه از طریق آقای مهدوی‌كنی به امام وصل می‌شدند و سخنان اینها از طریق ایشان به گوش امام می‌رسید یقینا نمی‌توانستند از طریق آقای موسوی خوئینی‌ها وصل شوند. این خودش یك روش خوبی بود.

برای همین ایشان در مقابل حذف هر كدام از این چهره‌ها در گرداگرد خودش به سختی مقاومت می‌كرد و همه تا آخرین دم در كنار ایشان ماندند. حذف اینها، موجب اختلال می‌شد و این اختلافات را به بدنه اجتماعی می‌كشاند.

حذف هر كدام از این چهره‌ها، به معنای حذف یك قاعده اجتماعی نبود، چرا كه قاعده كه حذف نمی‌شود، بلكه رابطه رهبری و بخشی از قاعده اجتماعی قطع می‌شد. به نظر می‌رسد این مساله غیر از اینكه بعد اعتقادی داشت، یك جنبه استراتژیك هم در ذهن امام داشت. ایشان هر كسی را كه قصد خدمت داشت و نیت پاك داشت، در انقلاب اسلامی و نظام به نوعی مشاركت می‌داد.

در حال حاضر یقینا خطرهای آن موقع را به آن شكل نداریم، اما اینكه الان احساس می‌كنیم آسیب‌پذیرتر شده‌ایم، به نظر من عامل آن مشكلات داخلی است. زمان جنگ به‌رغم همه مشكلات، احساس قدرت وصف ناپذیری می‌كردیم ولی الان چنین احساسی وجود ندارد.

امروزه تساهل و مدارای جامعه نسبت به اندیشه‌های مختلف در سطح سیاسی بسیار كم شده است.

آن موقع اگر فساد اقتصادی مطرح می‌شد، سریع مورد توجه قرار می‌گرفت. كوچكترین فسادی، بزرگ دیده می‌شد. اگر در سطح دولتی گفته می‌شد كه 10 هزار دلار گم شده و تكلیفش روشن نیست و مشخص نیست كجا هزینه شده، ممكن بود كه منجر به سقوط دولت شود. در حالی كه الان بحث میلیاردها دلار هست ولی هیچكس حساسیت نشان نمی‌دهد. من نمی‌خواهم كسی را متهم كنم اما اینها مسائلی را در كشور به وجود می‌آورد كه ما را آسیب‌پذیرتر می‌كند.

همین لایحه هدفمند كردن یارانه‌ها اگر اول انقلاب بود، به این شكل طرح نمی‌شد. اصل این لایحه چیز بدی نیست. اما اینكه ما بیاییم از یك طرف حذف یارانه‌ها را مطرح كنیم و بنزین را گران كنیم و از سوی دیگر بودجه مترو داده نشود. از یك طرف امور مردم به دلیل بهای سنگین بنزین مختل شود و از طرف دیگر به تامین وسایل حمل و نقل عمومی اهمیت ندهیم، برای مردم مشكل ایجاد می‌كند. همه زندگی و شغل و درآمد ملت به رفت و آمد بستگی دارد. اگر ما حمل و نقل را گسترش داده باشیم این گرانی بنزین بار زیادی را روی هزینه‌های خانوار وارد نمی‌كند. اما اگر به دلیل وجود پاره‌ای از مسایل بین دولت و شهرداری، ارز مورد نیاز مترو تامین نشود و در حالی هدفمند شدن یارانه‌ها تصویب شود كه مشكلات زیادی مثل قرار داشتن مترو در بدترین شرایط تامین بودجه وجود داشته باشد، چوب این مسائل را مردم می‌خورند.

لایحه هدفمند كردن یارانه‌ها اگر خوب اجرا شود، دولت كارآمدی داشته باشد و از همه نیروها خوب استفاده كند و مشكلات مردم را حل كند، ممكن است به كشور كمك كند. اما اگر اینگونه نشود، خداوند با هیچ كسی عهد و پیمان نبسته است. اگر داد مردم را دربیاورند، آنان را در برابر دولت قرار می‌دهند.

حتی در شرایط جنگی افكار عمومی اجازه اظهارات متناقض و سیاست‌های دوگانه به دولت نمی‌داد. اینكه یك نفر از یك طرف حرف‌هایی بزند و از طرف دیگر كارهایی كند كه پاسخی برای اعمال خود نداشته باشد، اشتباه است. الان ما چنین چیزهایی را زیاد داریم. این حسی كه در سطح ملی به دهه اول انقلاب وجود دارد، ناشی از این است كه در شرایط آن دوران چون مردم می‌دانستند كه همه توان نظام و دست اندركاران در خدمت حل كردن مشكلات آنان است اگر جایی هم كم و كسری می‌دیدند، تحمل بالایی داشتند. می‌آمدند پشت سر دولت قرار می‌گرفتند.

مردم با كم و كسری‌های كشور كه خیلی زیاد هم بود و ناشی از فقر و جنگ و انفجار كشتی‌های نفتی، خطوط انتقال گاز و محدودیت‌های واردات و صادرات بود، می‌ساختند. مشكلات را حس می‌كردند ولی فریادشان بلند نمی‌شد، چون می‌دانستند كه هم خودشان، هم كسانی كه در خدمتشان هستند برای حل این مساله تمام توان خود را به كار گرفته‌اند. برای همین با یك همكاری وسیع و صبر بزرگ در سطح ملی روبرو بودیم كه هم اختلافات را از بین می‌برد، هم مشكلات را حل می‌كرد و هم پشتوانه قوی برای نیروهای رزمنده ما در جبهه بود. در چنین شرایطی كه كمبودهایی وجود داشت، مردم بچه‌های خود را به جبهه می‌فرستادند و طلاهای خود را به دولت می‌بخشیدند تا بلكه بخشی از هزینه‌های جنگی را تامین بكنند. این مساله احساسی از امنیت و آرامش را در كشور ایجاد می‌كرد كه هنوز هم ذائقه و سابقه‌اش در جامعه مقداری مانده است. الان متاسفانه چنین چیزهایی نیست.

در متن قانون اساسی همه مسائل به صورت متوازن در مطرح شده است و نمی‌شود ما بخشی را برجسته نگاه كنیم و بخش دیگر را كم رنگ ببینیم. الان جناح‌ها و مسئولان مختلف به مذاقشان خوش می‌آید كه تكه‌ای را برجسته كنند و تكه دیگر را ضعیف كنند؛ این درست نیست. اینها بخش‌های به هم پیوسته است. مخصوصا بخش مربوط به آزادی‌ها (آزادی بیان، آزادی اجتماعات، آزادی عقیده ... )، شوراها، اصل عدم تجسس، مساله زبان قومیت‌ها و آموزش آنها و ...، اینها هیچ خطری را برای كشور ایجاد نمی‌كنند بلكه وحدت بخش هستند.

شكستن پی در پی نهادها یا تخریب قوانین به‌خصوص قانون اساسی حلال مشكلات ما نیست. این خودش می‌تواند یك نوع آشوب و آشفتگی را در كشور ایجاد كند. توجه به مسائل اجتماعی- سیاسی ریشه‌داری كه در تاریخ كشور و فرهنگ ما وجود دارد، مهم است.

اگر در یك نظام، مردم برایشان عادی باشد كه حقوقشان پایمال بشود و آنها چیزی نگویند، آن نظام به سوی دیكتاتوری و خشونت سیر می‌كند. اینجاست كه نقش مطبوعات، رسانه‌ها، روشنفكران، مردم، ادبیات سیاسی و فرهنگی اهمیت پیدا می‌كند.

یك زمانی در كشور این بحث آغاز شد كه نیروهای مسلح نیاز مالی دارند و باید وارد فعالیت‌های تجاری شوند. من مخالف بودم و اعتقاد داشتم كه این مساله كشور را با مسائل مختلفی روبرو می‌كند. می‌گفتند نیروی نظامی می‌خواهد كار عمرانی كند. من گفتم نیروی نظامی كه در پی آن باشد كه قیمت دلار چند است، دیگر به وظایف خود عمل نمی‌كند.

استدلال آنها این بود كه در قانون اساسی اصولی داریم كه در زمان صلح، ارتش و سپاه می‌توانند در سازندگی كشور كار كنند. من گفتم، بله در حد خود می‌توانند این كار را كنند بدون اینكه از انجام وظایف خود جدا شوند و نیازی نیست كه در مسائل مالی وارد شوند. نیازهای مالی آن‌ها باید در دولت و وزارت دفاع حل و فصل بشود.

بنده اعتقاد قطعی دارم كه واگذاری پیمان‌های چند میلیارد دلاری به سپاه، نه به نفع اقتصاد كشور است و نه به نفع سپاه و نه نفع كلیت نظام. این رویكرد به تنهایی می‌تواند كشور را در معرض خطر قرار دهد. در سه چهار سال اخیر اینگونه مسائل ابعاد وسیع‌تری پیدا كرده است. توسعه موسسات پولی عجیب و غریب هم در میان نیروهای نظامی و انتظامی مشكل ایجاد كرده و هم در میان مردم.





الان فضای تهمت خیلی رواج دارد. ما افرادی داریم كه اگر پرونده‌هایشان با نگاه امام گشوده شود پرونده‌های بسیار آلوده‌ای دارند. اینها آمدند یكدفعه یك حركت عظیم مردمی را می‌گویند كه به منافقین ارتباط دارند و ... . اینها همان كسانی هستند كه آتش بیار معركه هستند و نفع خودشان برای رو نشدن پرونده‌هایشان در این است كه دائم این اختلافات را در كشور به هم بزنند و بدبینی ایجاد كنند. در حالی كه به سود همه هست كه حقوق مردم را بشناسند و خوش‌بینی ایجاد كنند. اینكه یك عده‌ای این وسط بیافتند و بگویند این با بیگانه ارتباط دارد و ... این كار بزرگ كردن بیگانه است. اگر بیگانه‌ها اینقدر بزرگ هستند كه می‌توانند این همه آدم را به صحنه بیاورند كه ما باید دست‌هایمان را ببریم بالا و از كل انقلاب اسلامی استعفا بدهیم.

آنچه امروزه اتفاق افتاده این است كه حاشیه از متن فراتر رفته است و متن خیلی لاغر شده است. من فقط نمادین می‌گویم كه در این حاشیه تعداد وسیعی از مدیران و روحانیون، بخشی از مراجع، چند رییس دولت و حتی رییس مجلس داریم. به این كه نمی‌شود حاشیه گفت. این نقل مكان است. در چنین حالتی آن كسانی كه در متن اصلی باقی می‌مانند به دلیل عدم برخورداری از این حاشیه بزرگ، مجبورند در یك حالت پادگانی و فیزیكی به افراد معدودی تكیه كنند و این همان چیزی است كه به نفع كشور ما نیست. مصلحت كشور این است كه آن فضایی كه به عنوان غیر خودی برای خود تعریف می‌كنند، در كوچكترین سطح و اندكترین وجه ممكن باشد. اگر غیر از این باشد، باید در رفتار خود شك كنیم. نمی‌شود كه در كشور هزاران هزار مدیر برجسته‌ای كه خدمت كرده‌اند همه را كنار بگذاریم و به حاشیه ملحق كنیم.

الان یك عده‌ای كشف كرده‌اند كه موسوی خوئینی‌ها توده‌ای است؛ یعنی همین شخصی كه شاگرد امام است. می‌گویند گروه فرقان پیش ایشان درس خوانده‌اند. اگر اینجوری باشد فكر می‌كنم ما در نظام یك نفر را نمی‌توانیم پیدا كنیم كه با این و آن ارتباط نداشته باشد. وقتی ما مسائل را به این اندازه تقلیل می‌دهیم این نشان بیماری است كه در جامعه ما گسترش پیدا كرده است. همه باید نگران باشیم.

موسوی گفت: یك همایش دوسالانه كاریكاتور گذاشتیم و بیش از صد نفر از بهترین كاریكاتوریست‌ها اعلام كردند كه ما در این دوسالانه شركت نمی‌كنیم. این اتفاق بزرگی است. ما اگر این را علامت بگیریم، مشكلات را حل می‌كنیم. علامت‌ها همیشه در كلان جامعه نیست. اگر در بخشی از جامعه آنها را ببینیم، می‌توانیم به حل مشكلات برسیم. اینكه بیشتر اهالی سینما، نویسنده‌ها، نقاش‌ها و ... در حاشیه قرار می‌گیرند، علامت خطر برای كشور است.

ما دچار كرختی جذام‌وار شده‌ایم. یك یخش‌هایی از بدنه انقلاب جدا می‌شود و متوجه نمی‌شویم. این وضعیتی است كه ما الان متاسفانه داریم . وقتی می‌بینیم افرادی كه برای نظام دل می‌سوزانند و چیزی از نظام نمی‌خواهند و حرفشان هم بازگشت به قانون اساسی و اصول است و ما راحت آنها را مورد هتاكی قرار می‌دهیم و حتی مثلا به آقای كروبی حمله فیزیكی می‌كنیم، باید بدانیم كه یك كرختی اساسی پیدا كرده‌ایم.

آنچه من مطرح می‌كنم از نظر سیاسی به عنوان یك فرد كوچك كه مختصر آشنایی با وضع كشور دارم این است، به نفع كشور ما است كه بر سر یك امر مهم و بنیادی به نام قانون اساسی اجماع كنیم. ممكن است بنده و شما عقاید متنوع و مختلفی داشته باشیم ولی لازم است كه بر همین قانون اجماع كنیم و مشكلات را حل كنیم، از این تفرق بیرون آییم و اصلاحات خوبی را در كشور انجام دهیم. من این را بهترین مساله برای اجماع می‌دانم. خود قانون اساسی هم وحی نیست و اگر لازم باشد می‌تواند اصول آن مورد تجدیدنظر قرار گیرد، همانطور كه در سال 68 اینچنین شد. ما اگر این اجماع را داشته باشیم، در فضایی كه حضرت امام در این منشور می‌فرمایند، قضیه به‌گونه‌ای خواهد بود كه باز هم مردم مدافع ارزش‌های اسلامی خواهند بود. اگر مشكلات حل شود مردم دنبال حاكمان می‌آیند، ولی اگر ببینند كه آنها را بدبخت‌تر می‌كنند، فشار بیشتر می‌كنند، مشكلات را زیاد می‌كنند. به نظر من اصلا نمی‌شود روی آن حساب كرد.

اینكه به مردم بگوییم به‌رغم همه بدی‌ها، ضعف‌ها و فسادها پشت حاكمیت بایستید، جوانمردانه نیست. مردمی كه در انقلاب به صحنه آمدند یقینا برای این تحمل این همه مشكل نیامدند. آنها آمده بودند تا به رفاه و آزادی برسند . اگر درست عمل نكنیم این فضا از دست می‌رود، نه اینكه ما می‌خواهیم از دست برود، خودش می‌رود. حكومت باید مشكلات مردم را حل كند. مثل دفاع مقدس كه اگر مردم نبودند دشمنان می‌آمدند كشور را می‌گرفتند. آنها كه دیگر چرتكه نمی‌انداختد كه اینها مسلمان هستند و باید مراعات كنیم. مشكلات كشور همچنین شكلی دارد. عدم كارآمدی به طور قطع به سلب مشروعیت نظام ختم می‌شود.

قرار نبود .....

این کلیپ زیبا را ببینید
http://www.youtube.com/watch?v=X4Kek3eeksE

چک 14 رقمی در وجه خودتان



سرانجام بی اعتنا به تهدید مجلس و تذکر سازمان بازرسی و اتاق بازرگانی و همه نگرانی هائی که بابت اوج بی قانونی دولت و سپاه ایجاد شده، شرکتی که نماینده سرمایه گذاری سپاه پاسداران است با صدور یک برگ کاغذ با عنوان چک، صاحب بزرگ ترین و پولسازترین موسسه خدمات دولتی شد و موسسه ای که بعد از کودتای 28 مرداد در انحصار دولت در آمده بود تا برنامه های گسترده عمرانی در آن به سرعت عملی شود، در دسترس سپاهی ها و مدیریت آن زیر بخش بیت رهبری قرار گرفت.

چکی که از حساب شرکت کارگزاری بهمن [یکی از موسسات متعلق به سپاه،] برای هر کس که دریافتش کند صادر شد تاریخش برابر با هفده ابان 88 بود و مبلغ آن هزار و 563 ميليارد تومان؛ این یک پنجم مبلغی است که برای خرید 50 در صد سهام [به اضافه یک سهم ] شرکت مخابرات معین شده بود و بقیه آن در شش قسط از محل درآمدهای شرکت مخابرات پرداخت خواهد شد.

بلوك 50 درصد بعلاوه يك سهم مخابرات در حالي 5 مهرماه به قيمت هر سهم 3هزار و 409 ريال توسط كنسرسيوم اعتماد مبين از دولت خريداري شد كه یک حرکت صوری به عنوان "تاريخي‌ترين معامله بورس و خصوصي سازي كشور" و "ركورد دار" خصوصی سازی در دفتر تبلیغات دولت احمدی نژاد و مدیریت آیت الله خامنه ای ثبت شد. از این پس هر کس از خصوصی سازی و ابلاغ مصوبه اجرائی اصل 44 قانون اساسی سخنی می گوید باید این رکورد را هم به نام دولت ثبت کند و شرکت در کنترل سپاه و در نهایت بیت آیت الله خامنه ای را بخش خصوصی به حساب آورد. اما اگر کسی در صدد باشد تا دریابد این نهاد مهم [مثلا جدا از دولت و جزو بخش خصوصی] به کجا مالیات می دهد و نحوه مدیریت آن چه تفاوتی با دیگر مراکز دولتی و تحت سرپرستی رهبر جمهوری اسلامی دارد، پاسخی نخواهد شنید و به یک بازی با اعداد برای فریفتن جهانیان و مخدوش کردن سیستم آمارگیری جهانی برخواهد خورد.

در گزارش های آمده دیروز با صدور این چك، پرداخت وجه نقد 20 درصدي اين واگذاري تاريخي به ارزش پانزده تريليارد و ششصد و سي و هشت ميليارد و سيصد و بيست ونه ميليون و دويست و دوازده هزار و چهارصد و چهل و هشت ريال ركورد ديگري در مبادلات مالي و پولي كشور به ثبت رسيد.

آن بخش از این گزارش که حاوی حقیقت است این ادعاست که "پيش از اين چنين رقمي در قالب يك فقره چك در كشور صادر نشده".

اين چك به تاريخ 17 آبان 88 و توسط شركت كارگذاري بهمن و نزد شعبه بانك ملي شعبه بورس و به حساب شركت سپرده مركزي اوراق بهادار و تسويه وجوه بابت 20 درصد حصه نقدي بلوك 50 درصدي مخابرات صادر شده است.
از جیب به جیب
در گزارش تابناک آمده،‌ براساس قانون اصل 44، سازمان خصوصي سازي با تكيه بر مصوبه هیات واگذاري در خصوص فروش بيش از 22.9 ميليارد سهم مخابرات معادل 50 درصد بعلاوه سهم، در 5 مهرماه 88 اقدام به حراج اين تعداد سهم به قيمت پايه هر سهم 340 تومان كرد. در جريان اين مزايده و حراج بي نظير، که به یک شوخی شباهت دارد دو گروه "كنسرسيوم اعتماد مبين و سرمايه گذاري مهر اقتصاد ايرانيان" شرکت داشتند؛ قبلا شركت تعاوني پيشگامان كوير يزد با دریافت یک توصیه و یا تهدید از دور رقابت ها خارج شده بود. جالب اینکه شرکت مزبور هیچ نگفت که چند میلیارد تمبری که برای حضور در این مزایده مصرف شده بود کجا رفت. در نتیجه دو موسسه ای با هم به رقابت مشغول شدند که گفته می شود تفاوتی با هم نداشتند .

به گفته یک کارشناس بخش خصوصی اصولا تصور اینکه ک شخص یا گروه در بخش خصوصی چنین سرمایه ای را ارائه کند بعید به نظر می رسد در حالی که هنوز پرونده خریدار پر دل و جرات فولاد روی میزهاست و او در حالی که پشت میز مدیریت نشسته سرگردان است تا قوه قضاییه استدلال های وی را بپذیرد و پولش را با زیان پس دهد و همچنان شرکت فولاد را در انحصار دولت نگاه دارد.

وقتی روزنامه ها و از جمله روزنامه سرمایه [به مدیریت دکتر عبده تبریزی مدیر سابق بورس تهران] در صدد برآمدند تا ته و توی بزرگ ترین معامله تاریخ ایران را در بیاورند به اطلاعات ضد و نقیصضی برخوردند که حتی معامله صوری را هم خدشه دار می کرد [ از آن جمله منع وجود مقامات دولتی در راس شرکت های خریدار و یا چند شغلی] که با انتشار نام شرکت های تشکیل دهنده کنسرسیوم خریدار همه نام ها فاش شد و سرداران از تاریکی به در آمدند و آشکار شد که هر کدامشان در هیات مدیریه چند تا از این شرکت ها حضور دارند. شرکت ها عبارت بودند از بانك سينا،‌ سرمايه گذاري تدبير، شركت سرمايه گذاري ساتا، سرمايه‌گذاري امين اعتماد. همین ها چک ها را در وجه یک شركت سهامي عام صادر کردند و دوشنبه در مهلت قانوني 30 روز كاري، چک به نام شركت سپرده گذاري شد و گیرنده اش [در چکی که با دست نوشته شده] "خودتان" ذکر گردید تا برای صدمیبن بار مجبور به تجدید آن نشوند و به این ترتیب مهمترين واگذاري تاريخ كشور با کمی دقت و احتیاط علمی و اداری انجام شد.

پیشینه سپاه
تاریخچه ورود سپاه به حوزه اقتصاد برابر است با سه حادثه دیگر در کشور؛ اول درگذشت آیت الله خمینی و دیگر رهبری آیت الله خامنه ای و سوم ورود سپاه به حوزه مسائل سیاسی. در سال 68 همزمان با پایان جنگ و آغاز دوران سازندگی، ظرفیت بزرگی از نیروهای فعال و مستعد نظام عملاً فراغت یافتند. از دیدگاه دو نفری که عملا جانشین آیت الله خمینی شده بودند[آیت الله خامنه ای رهبر و هاشمی رفسنجانی رییس دولت سازندگی] استفاده از ظرفیت و امکانات سپاه در آن شرایط ضروری به نظر می رسید، لیکن اگرچه استفاده از این نیروها در آن هنگام، ابتكاری مناسب بود، اما پیامدهای منفی درازمدتی برجای گذاشت كه با دخالت مستقیم سپاه درکار دولت [اصلاحات] و همزمان ورود این نیرو در معاملات دولتی آشکارتر گردید. عدم مخالفت رهبر جمهوری اسلامی با عملیاتی که سپاه در مخالفت با وزیر راه دولت محمد خاتمی [در مورد پروژه فرودگاه امام] و همین طور دخالت در معامله پیمانکار دوم تلفن نشان داد که فرماندهان سپاه با هماهنگی بیت رهبر آماده ورود به صحنه سیاسی می شوند؛ عملی که در انتخابات سال 84 علنی شد. محمود احمدی نژاد که در انتخاباتی مشکوک و رای های ساخته بسیج به ریاست دولت رسید یک سال بعد با واگذاری مجموعه ای چند میلیارد دلاری از پروژه های دولتی به سپاه پاسخ درخوری به کمک های آنان داد.

تابستان امسال با آشکار شدن معامله ای در بورس تهران برای واگذاری سهام شرکت مخابرات، بلافاصله دستگاه تبلیغاتی دولت با عنوان بزرگترین معامله تاریخ بورس ایران از آن یاد کرد.این موضوع نشان داد دولت قصد دارد آمار خصوصی سازی به طور مصنوعی بالا برود اما اتفاقاتی که افتاد نشان داد هنوز همه بخش های کشور نسبت به وظایف خود بی اعتنا نیستند.

هنوز تابستان به پایان نرسیده و در حالی که تیتر اصلی صفحات اقتصادی بیشتر روزنامه های کشور همین معامله بود بسیاری از کارشناسان اعلام داشتند در این معامله، نه تنها بخش خصوصی وارد میدان نشده که در حقیقت سهام مخابرات "از این جیب به آن جیب شده " و این نوع معاملات و واگذاری ها، مغایر با نظر رهبری از تأکید بر اجرای اصل 44 است . با این گفته ها مجلس، مجمع تشخیص مصلحت نظام و سازمان بازرسی کشور اعلام داشتند که معامله را بررسی خواهند کرد.

همین کشمکش ها باعث شد که دوبار و هر دو بار در آخرین لحظات معامله لغو شد. روزنامه اقتصادی سرمایه یک زمان نوشت: "از زمان ابلاغ دستور رهبر انقلاب در خصوص سیاست‌های كلی اصل 44، تاكنون شركت‌های دولتی مختلفی از طریق بورس، اصطلاحاً به بخش خصوصی واگذار شده،اما با نگاهی ریزبینانه متوجه می شویم که دولت در واگذاری اختیاراتش به دیگران بخیل است و تلاش می كند با تشكیل شركت های مختلف، از شریك شدن در امور با بخش خصوصی بپرهیزد.نگاهی به چگونه خصوصی شدن مخابرات نیز نشان می دهد برخی تلاش می كنند با ظاهرسازی و دست به دست كردن سهام، عملاً از فرمان رهبری سرپیچی كرده و آنچه مدنظر ایشان از ابلاغ فرمان اصل 44 است، محقق نشود. چرا كه منافع برخی از افراد و گروه ها در خصوصی نشدن مخابرات است. با این وصف، هیچ یك از اهداف این واگذاری كه در سیاست های كلی اصل 44 از سوی رهبر انقلاب ابلاغ شده كه شامل آزادسازی و لغو انحصار دولتی، تأمین منابع مالی، افزایش كارآمدی و كاهش تصدی گری حاكمیت است، تأمین نگردیده است"

شکل صوری معامله در بورس این بود که کنسرسیوم "توسعه اعتماد مبین" موفق شده در رقابتی [که در مجموع چهل دقیقه به طول انجامید] با گروه"مهر اقتصاد ایرانیان" ، با ارائه سه ریال بیشتر از رقم پیشنهادی این شرکت برای هر سهم، برنده معامله بلوک مدیریتی مخابرات ایران شود و پنجاه درصد به علاوه یک سهم مخابرات ایران را از آن خود کند.

از همان لحظه کنجکاوی برای یافتن پیشینه این شرکت و نحوه برنده شدن آن آغاز شد. در دستگاه مخابرات اما هیچ کس نگرانی نداشت چون کسی باور نداشت که مدیریت مخابرات ایران به صورت واقعی به بخش خصوصی واگذار شده است.

اجزای معامله


کنسرسیوم "توسعه اعتماد مبین" از سه شرکت تشکیل شده است. شرکت های سرمایه گذاری "توسعه اعتماد"(46 درصد) و "شهریار مهستان"(8 درصد) که از شرکت های زیر مجموعه بنیاد تعاون سپاه هستند و شرکت "گسترش الکترونیک مبین ایران"( 46درصد)که از شرکت های زیر مجموعه ستاد اجرایی فرمان امام [از اجزای بخش اقتصادی بیت رهبری] است.دو شرکت از مجموع این شرکت ها در سالهای 1386 و 1387 تأسیس شده اند و سابقه چندانی ندارند و شرکت سرمایه گذاری توسعه اعتماد نیز در سال 1383 فعالیت خود را شروع کرده است

آنچه اطلاعات فوق را جالب می کند این است که دیگر شرکت کننده در این مزایده یعنی رقیب توسعه اقتصاد مبین، که کنسرسیومی با نام "مهر اقتصاد ایرانیان" است شرکتی است تازه ساخت و یکی از شرکت های زیر مجموعه مؤسسه مالی و اعتباری مهر است که صاحب آن نیروی مقاومت بسیج است. یعنی باز هم سپاه پاسداران.

تنها شرکت خصوصی که آمادگی خود را برای حضور در این معامله اعلام کرده بود گروه"پیشگامان کویر یزد" بود که صبح همان روز اول معامله از رقابت کنار گذاشته شد. هرچند سازمان خصوصی سازی اعلام کرده بود که پیشگامان کویر یزد از خرید انصراف داده انداما این گروه در پاسخ اعلام کرد که سازمان خصوصی سازی اعلام نموده "به دلیل عدم صلاحیت امنیتی نمی توانیم در معامله شرکت کنیم و درخواست خروج از معامله را به ما دادند". ضمناًمديران پيشگامان، مدعي وارد شدن خسارت به خود هستند و مي گويند:« باطل کردن هشت ميليارد ريال سفته، کارمزدها و هزينه کرد براي به وثيقه گذاشتن املاک و مستغلات 25 رجل اقتصادي جهت تأمين سه درصد معامله، به اين شرکت خسارت وارد کرده است» و آنها خواستار تأمين خسارت 150 ميليارد ريالي اين شرکت هستند که گویا این مشکل هم بعدا حل شد.

جمشید پژویان رئیس شورای رقابت که با حکم آقای احمدی‌نژاد به این سمت منصوب شده یک روز پس از انجام این معامله در گفت و گویی از احتمال ابطال این واگذاری خبر داد و گفت : اگر در این راستا واگذاری به بخش‌های نیمه‌دولتی و یا غیرخصوصی انجام شود خلاف فرایند خصوصی‌سازی است و در واقع خصوصی‌سازی نیست.به نظر من شرط خصوصی‌سازی در این واگذاری رعایت نشده است و به نوعی انتقال انحصار از دولت به بخشی نیمه‌دولتی صورت گرفته است.

نصرالله ترابی نماینده مجلس هم در گفتگو با پارلمان‌نیوز گفت: منظور از خصوصی‌سازی در کشور، واگذاری امور مدیریتی به بخش خصوصی است نه اینکه دولت، شرکت‌ها و مؤسسات را به بخش‌هایی چون سازمان تأمین اجتماعی، سازمان بازنشستگی، سپاه پاسداران و... که نهادهای شبه دولتی هستند واگذار کند. منظور از خصوصی‌سازی واگذاری مدیریت‌ها است که دولت دیگر دخالتی در تعیین مدیران نداشته باشد وگرنه خصوصی‌سازی اتفاق نمی‌افتد.البته اکنون اگر به آقایان خُرده بگیریم که چرا سهام مخابرات به سپاه واگذار شده، هزار و یک دلیل می‌آورند که این دو شرکت ربطی به سپاه ندارد اما زیان آن متوجه کشور و اقتصاد است.
پایگاه خبری الف متعلق به احمد توکلی هم در تحلیلی درباره واگذاری بیش از نیمی از سهام شرکت مخابرات ایران نوشت: در شرايطي كه انحصارات دولتي به انحصارات شبه‌دولتي تبديل مي شوند و فضاي كسب و كار در داخل كشور همچنان به شدت مخلّ توليد و سرمايه گذاري است، واگذاري سهام شركت مخابرات ايران به كنسرسيومي شبه‌دولتي، در واقع كوبيدن ميخ ديگري بر تابوت اصل44 است.

از حساب دولت
نكته مهم دیگر که افشا شد و مصداق دیگری برای فساد و ظاهرسازی است خبری است که در حاشیه یک کنفرانس خبری ماه گذشته روشن شد و نشان داد ظاهراً خریدار این معامله هنگفت ، فاقد سرمایه لازم برای انجام چنین معامله ای بوده و مبلغ 1500 میلیاردتومانی پیش پرداخت از محل جابجایی حسابهای دولتی تأمین شده، ضمانت نامه های معامله نیز تأمین نشده و خریدار قصد دارد با پذیره نویسی و دریافت وجه از مردم، سرمایه لازم برای پرداخت بهای مخابرات را فراهم كند.

یک ماه پیش، بعد از اعلام رسمی ورود سازمان بازرسی کشور به این معامله خبری تیتر اول روزنامه ها شد که حاکی از ابطال معامله توسط این سازمان بود و همین خبر باعث شد که یک ماهی هیچ خبر دیگری هم منعکس نشود. اما سرانجام در نیمه آبان و چند روز بعد از شیرینکاری سپاه پاسداران در روز سیزده آبان اعلام گردید همه موانع رفع شده و معامله ای که بر اساس آن یک موسسه پنجاه ساله که نیم قرن سرمایه عمومی در آن مصرف شده با دریافت یک چک که منبع تامین صوری ان هم حساب های دولتی بود، از مالکیت دولت خارج شد و به نام خصوصی سازی به مالکیت سپاه پاسداران درآمد و مدیریت آن به بیت رهبری واگذار شد. همان نهادی که اینک بزرگ ترین وزارت خانه کشور است و با چهارهزار کارمند و خارج بودن از نظارت مجلس، بی آنکه نیازمند به دادن پاسخ به قانون هم باشند، نهاد اصلی محافظ اقتصادی ولایت فقیه.